رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )

129

نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )

--> ( 526 ) - احياء الملوك ، ص b 171 ، b 193 ؛ تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 576 ، 1087 . ( 527 ) - چنين است مجددا از سال 963 ( - 6 - 1555 م . ) ( 528 ) - دستور شهرياران ، ص a 157 براى سال 1109 ( - 1697 م . ) ؛ تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 227 براى سال 985 ( - 1578 م . ) . ( 529 ) - احياء الملوك ، ص b 202 به بعد . ( 530 ) - همان مرجع و ذيل عالم‌آراى عباسى ، ص 133 . ( 531 ) - ما در اين جدول هرگاه اطلاعات مزبور از كتب چاپى به‌دست آمده باشد و با ساير مراجع تعارضى نداشته باشد ديگر منبع را ذكر نمىكنيم . به عنوان يك مأخذ درجهء دوم براى همهء ايالات در زمان شاه اسمعيل اول رجوع شود به : تاريخ شاه اسمعيل صفوى ( به انگليسى ) تأليف غلام سرور . ( 532 ) - براى تاريخ مازندران و گيلان رجوع شود به آثار رابينو در اين زمينه ( همچنين به مقاله‌هائى كه در حاشيهء نمرهء 281 همين فصل ذكر كرديم . ) ( 533 ) - تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 126 ، 240 : نصف ولايت مازندران . گويا صحبت از سارى است يا بارفروش كه هر دو از شهرهاى مهم قرن شانزدهم ( - قرن دهم هجرى ) است ؛ سال 977 به تبعيت از خلاصة التواريخ ، ص a 226 ذكر شده است . ( 534 ) - براى شيروان همچنين رجوع شود به : درن ( Dorn ) . ( 535 ) - تاريخ حيدرى ، ص a 578 و جواهر الاخبار ، ص a 317 : القاس ميرزا و درويش محمد خان « حاكم شكى » سال 948 به دربار آمدند . احسن التواريخ ، ص 300 مانند اغلب موارد تاريخ يك سال قبل را ذكر مىكند ( رجوع شود به حاشيهء نمرهء 51 همين فصل كتاب ) . جواهر الاخبار در صفحهء a 293 ضمن وقايع سال 925 كسى را به‌نام حسن بيگ شكى جزو ميهمانان دربار ذكر مىكند . ( 536 ) - دائرة المعارف اسلامى ، چاپ جديد ، ليدن و لندن 1960 به بعد ، ذيل لفظ داغستان سال 1048 را ذكر مىكند [ برمبناى « آثار داغستان » و منابع عثمانى ( ؟ ) ] . ( 537 ) - مقارن اواخر دورهء صفويه قبايل داغستان نيز سر به طغيان برافراشتند ؛ اما دستور شهرياران در صفحهء a 239 باز از انتصاب يك شمخال توسط شاه صحبت مىكند . ( 538 ) - سال 1048 فقط به تبعيت از دائرة المعارف اسلام ، موضع ذكر شده به دست داده شده است . ( * ) ( 538 ) - نسخ جهان‌آرا ، ص b 215 نام بدليس و عماديه را ( كه ممكن است اشتباه باشد ) آورده است . ( 539 ) - تاريخ عالم‌آراى عباسى ( ص 140 ) در زمان مرگ شاه طهماسب اول از يك نفر امير قزلباش به‌نام « حاكم لار و بحر فارس » نام مىبرد . شاه اسمعيل دوم به‌هرحال به هنگام جلوس برتخت سلطنت مورد تهنيت والى محلى لار قرار مىگيرد ( احسن - التواريخ ، ص 484 و غيره ) . ( 540 ) - در مورد مكران رجوع شود به : فصل اول : حكام ايالات مملكت ، بند الف : ملاحظات تاريخى - جغرافيائى ، 13 - كرمان . ( 541 ) - در دورهء شاه سليمان بلوچها نافرمانى كردند : رجوع شود به دستور شهرياران ، مواضع مختلف ؛ كمپفر ، ص 77 و بعد از آن .